تقدیرهای خوب نصیب چه کسانی می شود؟/دعاهایی که مقدرات را تغییر می دهند
1397/03/13

مقدراتی هستند که به خواست و با دعای بندگان قابلیت تغییر را دارند. لذا اینکه روایت می فرماید: «الدّعاُ يَرُدُّ القضاءَ» یعنی دعا می تواند مقدراتی که حکمی برایش صادر و ثابت شد را تغییر دهد؛ البته اجابت دعا در لیالی قدر شروطی دارد.

به تصریح آیات و روایت سرنوشت یک ساله آدمی در شب های معروف به «قدر» رقم می خورد، شبی که از هزار ماه برتر است؛ لذا در بررسی اینکه رقم خوردن تقدیر یک ساله آدمی در این شب مشروط و وابسته به چه عواملی است و اساساً چگونه می توان تقدیر با خیری و برکتی را در این شب از درگاه الهی دریافت داشت مسئله ای است که فرصت گفت وگوی ما با حجت الاسلام والمسلمین عزالدین رضانژاد امیردهی، رئیس پژوهشکده علوم اسلامی المصطفی(ص) و استاد سطح عالی حوزه علمیه قم را فراهم اورد.

آنچه در ادامه می خوانید حاصل این گفت وگو است:

 

در آستانه لیالی قدر قرار گرفته ایم، شب هایی که از آن به عنوان شب های تعیین سرنوشت انسان یاد می شود و در روایات مختلفی در باب این مساله سخن به میان آمده است، سوال آن است که اگر در شب قدر تقدیر انسان مقدر می شود، آیا می شود این تقدیر را با دعا کردن تغییر داد؟

 

دعا وسیله ای برای ارتباط بیشتر عبد با معبود و درخواستی از سافل به عالی است. در آموزه های اسلامی دعا یک اصل دینی است که بین مخلوق و خالق ارتباط ایجاد می کند؛ بر اساس این اصل که همه ما نیازمند درگاه باریتعالی هستیم و نیازهایمان را خداوند تامین می کند، پس بخشی از این نیازها با درخواست خودمان ساماندهی خواهد شد؛ در این میان قسمتی از نیازها وجود دارد که دست بشر به صورت عادی توان برآورده سازی آنها را ندارد و باید دست قدرتمند خداوند متعال آن نیازها را برآورده سازد، پس بر این اساس دعا اصلی است که همه متدینان به ادیان آسمانی و به ویژه مسلمانان هر کدام به طرق مختلف نسبت به آن مبادرت می ورزند.

 

اما برای پاسخ به این پرسش باید توجه داشته باشیم که تقدیرها بر دو قسم اند، به عبارت دیگر مقدرات آدمی و سرنوشت او بر اساس دو اصل رقم می خورد؛ یک سری مقدرات هستند که تغییرپذیر نیستند که از آنها به مقدرات قطعی یاد می شود که گاهی از این مقدرات قطعی به قضاء قطعی الهی نیز تعبیر می شود؛ مثل این که انسان ها و مخلوقات  فناپذیرند، مرگ به سراغ شان خواهد آمد. پس مرگ یک تقدیر حتمی برای همه موجودات است لذا قرآن می فرماید: «کلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ». حال پرسش این است که آیا با دعا می توان این تقدیر قطعی را تغییر داد؟ خیر، نمی توان چراکه این موارد اصل مسلم است و به قول معروف برو و برگرد ندارد، مثلا شخصی دعا می کند که عمر جاودانه داشته باشد، این دعا نمی تواند تقدیر مرتبط با مرگ را از بین ببرد و انسانی با دعا  کردن از مرگ جلوگیری کند.

 

اما در مقابل یک سری مقدرات هستند که به خواست و با دعای بندگان قابلیت تغییر را دارند. لذا آن جا که روایت می فرماید: «الدّعاُ يَرُدُّ القضاءَ» بدان معناست که دعا می تواند مقدراتی که حکمی برایش صادر و ثابت شد را تغییر دهد، یعنی آن حکم ثابت غیرابدی با دعا تغییر می کند.

 

آیا حکم ثابت هم انواعی دارد؟

 

بله؛ مثلا اگر بر اساس منوال طبیعی همه کارها پیش برود و عمر شخصی فرضاً هفتاد سال مقرر شده باشد این هفتاد سال قضا و حکم الهی بوده و جزو مقدرات است اما از جمله مقدراتی است که قابلیت تغییر را دارد به این معنا که همین هفتاد سال چه بسا بشود هفتاد و پنج سال.

 

دعا می تواند تغییر تقدیر و قضا را به همراه داشته باشد، مثلا دعایی که پدر و مادر در حق فرزندان انجام می دهند، دعایی که مومنان در حق رهبران شان انجام می دهند، دعایی که مومن در حق مومن دیگر می کند.

 

در این میان اشاره به این مساله هم می تواند مفید باشد. پیشتر از عمرِ انسان مثالی زدیم، فرض کنید که عمر شخصی 70 سال مقدر شده اما برخی امور سبب کاهش عمر می شود؛ مثلا هفتاد سال تبدیل به 65 سال می شود آن هم به سبب ارتکاب برخی گناهان مثل قطع صله رحم که از عمر می کاهد؛ چنین شرایطی را در علم کلام اصطلاحاً «مقدر علمیِ عملی» می گویند.

 

از سوی دیگر یک قضا و مقدری داریم که تغییر پیدا نمی کند بلکه همیشه ثابت است که از آن به «قضاء علمی» یاد می شود. در مثالی که در مورد عمر گفتیم هفتاد سال عمر شخص بر اساس حکم اولیه است، خداوند هم به این هفتاد سال علم دارد، گفتیم اگر این شخص به واسطه صله رحم  یا دعا عمرش افزایش یافت آیا علم الهی هم تغییر می کند؟ به دیگر بیان اگر این عمر کم یا به آن اضافه شود در علم خدا تغییری حاصل می شود؟ خیر، بلکه قضای الهی همچنان ثابت است، یعنی قضای الهی تعلق گرفته بود که این شخص با ترک صله رحم عمرش 65 سال بشود، حال که این هفتاد سال به 65 سال رسید باز هم خدا به آن تغیییر علم داشته و دارد. اگر آن هفتاد سال با دعا و صله رحم 75 سال شد باز هم خدا به آن علم دارد. پس مقدرات  ثابت و مقدرات متغیر هر دو در علم الهی ثابت هستند. خدا بر هر دو آنها علم دارد.

 

با این توضیح سراغ این نکته می رویم که اگر شخصی در شب های قدر که شب تقدیر و سرنوشت یک ساله اش است دعا کند و از خداوند مطلوب خود را درخواست کند این خواسته برایش ثبت می شود ولی اگر وسط سال کارهایی انجام دهد که ضد آن باشد شرایط چه طور می شود؟  آیا آنچه که ثبت شده تغییر پیدا می کند یا خیر؟  او که نمی داند دقیقا چه چیزهایی برایش ثبت شده چه بسا همان تغییر حالت او در وسط سال هم در شب قدر معین شده باشد.

 

پس اینگونه نیست که اگر در شب قدر طلبی داشتیم حتما مستجاب شود، این استجابت مشروط به آن است که یک پاکن دست نگیریم و با اعمال نادرست تقدیر الهی را تغییر ندهیم.

 

آیا دعا کردن در لیالی قدر به معنای استجابت قطعی آنها است یا حکمت الهی بر خواست های فردی اولویت می یابد؟

 

پیش فرض این سوال این است که افراد احساس می کنند که هرچه که ما دعا کردیم باید به آن مطلوب برسیم، این پیش فرض نادرستی است، ما وظیفه داریم که دعا کنیم ولی اینکه اجابت این دعا در حد ما و شرایطی که داریم هست یا خیر یا مصلحت آینده ما در آن هست یا نیست، مساله دیگری است.

 

به عبارت دیگر، بنده حق دعا کردن را دارد و خداوند نیز وعده استجابت را داده است، منتهی این مهم شروطی دارد، یک سری امور مربوط به خود دعا است و یک سری امور مربوط به آینده خود شخص است، برای مثال شخصی دعایی کرده است ولی مقدمات تحقق آن را فراهم نمی کند. در اینجا چنین نیست که خداوند دعا را اجابت کند. زمانی حاجت برآورده می شود که فرد دعا کند و خودش هم در تحقق آن تلاش کند و از راه حق و درستی خارج نشود، آن زمان است که باقی عوامل دست به دست هم می دهند تا شخص اصطلاحاً حاجت روا شود.

 

 

برای مثال خداوند می فرماید من شفا را در برخی از غذاها یا داروها قرار داده ام، حال اگر کسی برای شفای خودش دعا کند و بعد مقدمه ای برای آن انجام ندهد یعنی داروهایی که برای بیماری اش تجویز شده را مصرف نکند، شفا نمی گیرد. 
 

باید توجه داشت بخشی از مقدمات دعا مربوط به ماست که گاهی آنها را ناقص انجام می دهیم و البته برخی امور نیز از موانع استجابت دعا است، لذا باید اموری که مانع استجابت دعا است را برطرف کنیم. شب های قدر و ایام ماه مبارک رمضان و حضور در مکان های خاص این ویژگی را دارد که عبد را به معبود متصل و موانع اجابت دعا را برطرف کند.

 

رعایت چه آداب و شرایطی فرصت اجابت دعا در لیالی قدر را بهتر و بیشتر برای ما فراهم می کند؟

 

نه تنها در شب های قدر بلکه به طور کلی لازمه استجابت دعا آن است که فرد از گناهانی که قبلا انجام داده، توبه کند، اگر واجبی را ترک کرده یا حرامی را مرتکب شده، توبه کند. اگر حق الناس به گردن دارد آن را ادا کند، اگر حق الله به گردن اش است تصمیم بگیرد که دوباره آن خطا را تکرار نکند و یا اگر واجبی را ترک کرده و قابل جبران است، آن را جبران کند.

 

بعد از آن است که برای رسیدن به فیض دعا کردن طبق تعالیمی که بزرگان دین داده اند، می تواند به درگاه الهی برود و ابتدا در حق دیگران دعا کند، کل خیر را برای دیگران بخواهد و بعد در کنارش برای خویش دعا کند.

 

برخی بزرگان گفته اند و تجربه هم شده است که اگر انسان ابتدا برای افراد بدوارث یا بی وارث دعا کند و خیری را برای آنها بخواهد، فرصت اجابت دعا را بیشتر برای خود فراهم می کند، خدای متعال خالق و قادر علی الاطلاق است که با بهانه های مختلف می خواهد، فیض وجودی اش را به بندگان ارزانی دارد.